الشيخ محمد الصادقي الطهراني
158
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
بىهوشى بهسر برده ، ولى مستى در تمام وقت مقرر كه مانع از نماز است ، مقتضى عدم تكليف نبوده و واجب است قضاى آن را پس از وقت انجام دهد ، كه گرچه نماز با حالت مستى حرام بوده ولى چون خودش علت مستى بوده واجب بوده كه نمازش را با پيش نياوردن چنان حالتى در وقت مقرر انجام دهد . بنابراين اينجا « فاتَتْهُ » صدق مىكند و نمازى راكه عمداً با تعمد مستى ترك كرده بايد قضا كند كه تنها « كُلّما غَلَبَ اللَّهُ عَلىَ الْعَبْدِ فَهُوَ أعْذَرُ لَهُ » « 1 » چنان حالتى را كه از اختيارش بيرون بوده شامل است و بس ، بنابراين اگر در تمامى وقت خواب بوده در صورتى كه امكان بيدار شدن بههر وسيلهاى از وسايل را داشته ، اينجا هم بايستى آن را قضا كند ، ولى اگر خواب بهكلى از اختيار او بيرون بوده كه « غلباللَّه » صدق كند در اين جا ظاهراً قضاى اين نماز بر او واجب نيست ، و بالاخره تنها در صورتى قضاى نماز بر او واجب است كه مقصّر باشد و يا قصورى كه از ناحيه خودش بوده كه در اين دو صورت وجوب قضاى نمازش حتمى است ، بنابراين چه در اين فرض و چه در تكاليف ديگر سه حالت را مىتوان تصور كرد : 1 - قصور مطلق 2 - تقصير مطلق 3 - قصور برمبناى تقصير كه در فرض اول مكلّف معذور و در دو فرض بعدى معذور نيست بنابراين در صورت اول ظاهراً قضاى چنين نمازى واجب نيست گرچه مستحب مؤكّد است قضايش را انجام دهد كه - الصلاة خير موضوع - نماز بهترين چيزى است كه خداى تعالى براى عبادتش مقرّر نموده است . مسألهى 355 - نمازهاى فوت شده را بههمان ترتيب گذشته در صورت امكان بايستى قضا كند ، و تا هنگامى كه در وقت حاضر مجالى حتمى براى نماز حاضر موجود است بايستى نخست بهقضاى نمازهاى ترك شدهاش در حدّ توان و امكان بپردازد ، زيرا آن نمازها از نظر واجب بودن مقدم است ، و اين نماز حاضر مؤخّر ، مگر در صورتى كه احتمال عقلايى بدهد كه با انجام نمازهاى قضا نماز حاضر از دست مىرود كه در اين صورت نماز حاضر بر نماز قضا مقدم است . و در خبر است از رسولاللَّه صلى الله عليه و آله و سلم كه در اين حكم به « اقمالصلاة لذكرى » تمسك جسته است .
--> ( 1 ) - آنچه را كه خدا بندهاش را بر آن ناگزير كند ، اين بنده معذورتر است براى چنان كارى